جزوه حقوق هوایی و فضایی برای امتحان حقوق بین الملل عمومی 2

جزوه حقوق هوایی و فضایی برای امتحان حقوق بین الملل عمومی 2

ماهیت حقوقی هوا

۱ـ نظریه ای که از حقوق خصوصی اقتباس شده و به موجب آن، کشورها همان طور که مالک زمین هستند، مالک فضای بالای آن نیز هستند. به عبارت دیگر، نظریه حاکمیت کامل کشورها بر فضای بالای قلمرو خود .

۲-نظریه ای که بنا بر آن، هوا متعلق به عموم است و کشورها بر فضای بالای قلمرو خود هیچ گونه حق انحصاری ندارند، و در نتیجه عبور و مرور هواپیما در قلمرو هوایی کشورها آزاد است .

۳- نظریه میانه : بر اساس این نظریه ، هوا به دو طبقه متمایز تقسیم می گردد : طبقه نزدیک به زمین تا ارتفاع معین و طبقه مافوق آن . طبقه اول، تحت حاکمیت کشور زیرین ( مثل آبهای داخلی و دریای سرزمینی ) و طبقه دوم، آزاد به روی کلیه کشورها ( مثل دریای آزاد ) و خارج از هر گونه صلاحیت و حاکمیت سرزمینی است .

تا قبل از پایان جنگ جهانی اول و انعقاد عهدنامه هوایی پاریس ۱۹۱۹ ، تنها نظریه اول مورد قبول کشورها بود و بر اساس همین نظریه اکثر کشورهای اروپایی در این عصر قوانین و مقرراتی در زمینه هواپیمایی وضع نمودند و در جریان جنگ اول کشور بیطرف سوئیس مانع عبور هواپیماهای کشورهای در حال جنگ از قلمرو هوایی خود شد و در نتیجه، حاکمیت خود را بر قلمرو هوایی بالای قلمرو خاکی و دریای سرزمینی خود اعلام نمود .

در هر حال عبور و مرور از قلمرو هوایی بالای دریای آزاد و سرزمینهای بدون صاحب، آزاد تلقی می شد. اما امروزه، نظریه اول و سوم مورد قبول و در اسناد بین الملل منعکس است.

اصول اساسی حاکم بر حقوق فضا

اصل اول : آزادی تجسسات و استفاده از فضای ماوراء جو و کرات آسمانی

       در معاهده 27ژانویه 1967ذکر شده است که: "تحقیقات و استفاده از فضا یعنی ماه و دیگر کرات آسمانیباید بنفع تمام ممالک دنیا و بدون توجه به موقعیت و توسعه اقتصادی و اجتماعی آنها باشد و بعنوان قلمرو حاکمیت تمام بشر محسوب گردد".

"فضای ماوراء جو که شامل ماه و دیگر کرات آسمانی است باید برای تجسس و استفاده رایگان و بدون هیچ نوع تبعیضی در اختیار تمام ملل برمبنای تساوی و برطبقحقوق بین الملل قرار گیرد و دسترسی بتمام نواحی از کرات آسمانی آزاد باشد".

ماده 1 این عهدنامه مقررمی دارد: "تجسسات علمی در فضا یعنی ماه و کرات دیگر باید آزاد باشد و ملل باید در تسهیلو تشویق همکاری بین المللی در چنین تجسساتی کوشا باشند".

این درخواست که تجسسات و استفاده از فضا و کرات باید برای نفع و استفاده تمامممالک باشد بخصوص بسیار مهم است.برای تجسسات و استفاده از فضا ملل باید در درجهاول به این اصل توجه داشته باشند.مهمتر آنکه مقصود از کلمه«تجسس»تحقیقات و فعالیتهای علمی بمنظور کشف اسرار عالم است.پژوهشهای علمی راه را برای استفاده عملی از فضاء ماوراء جو و کرات آسمانی هموار میسازد.

اصل دوم : منع تصاحب،تملک وتصرف فضا

       ماده 2 عهدنامه1967 مقرر می دارد"ماوراء جو که شامل ماه و دیگر کرات آسمانی است چه از طریق استفاده،و چه از طریق ادعای مالکیت و چه از طریق اشغال و یا هر نوع تصرفات دیگر اختصاص به هیچ ملتیندارد".

بنابراین هرامکانی را که موجب تصاحب ماه و دیگر کرات توسط ملل،افراد،و یا شرکتها شود مانع میگردد و از نقطهنظر حقوق فضا فروش اراضی در کرات آسمانی توسط شرکتهای مستغلاتی چنانکه در بعضی ممالک صورت گرفته است مطلقا غیرمجاز است.

براساس گزارش مطباعات خارجی متجاوز از 4500 نفر از اتباع ممالک متحدهامریکا تا آخر سال 1965 اراضی در ماه را با نرخ هکتاری یک دلار خریداری کردهاند، نرخ سهام این شرکتها که به این قبیل معاملات اشتغال دارند در بورس دیده میشود و هر موفقیتیکه در تحقیقات فضائی کسب میشود افزایش نرخ سهام را نشان میدهد.در ژاپن بازرگانیجسور اقدام به فروش اراضی مریخ کرد.

اصل سوم : اکتشاف و استفاده از فضا و کرات آسمانی برطبق اصول اساسی حقوق بین الملل

       در پیمان فضا چنین مقرر شده است که:"دول در اکتشاف و بهرهبرداری از فضا یعنیماه و کرات دیگر آسمانی برطبق حقوق بین المللی که شامل منشور سازمان ملل میگردد برایحفظ صلح و امنیت جهانی و توسعه و پیشرفت همکاری و تفاهم بین المللی خود را ادامه دهند".

اصول اساسی(عمومی)حقوق بین الملل باید در مورد روابط بین دول که در ضمنتحقیقات فضائی آنان بوجود میآید با توجه به مشخصات و فعالیت آنها در فضا و کرات آسمانیبکار برده شود.این مشخصات در مقررات حقوقی بین الملل منعکس شده است،بعنوان مثالاصل مربوط به منع تصرف و تخصیص ملی فضا و کرات آسمانی را میتوان نام برد.این اصل قلمرو فضائی ماوراء جو را اساسا از قلمرو فضای جو که بدول تعلق دارد و تحت تسلط انحصاری خود از آن بهره میبرند مجزا میسازد.همین اصل در مورد کرات آسمانی نیز صادق است بنابراینبه اصل حاکمیت سرزمینی دولتها که طبق مقررات حقوق بین الملل پذیرفته شده است،در مورد کرات آسمانی نمیتوان استناد کرد.

اصل چهارم : غیر نظامی کردن نسبی فضا

       عهدنامه 1967بین کره ماه ودیگر کرات اسمانی از طرفی وفضای ماورای جو به معنی دقیق کلمه از طرف دیگر، فرق گذاشته است. ماده 4این عهدنامه به طور کامل مربوط به بهره برداری مسالمت آمیز ازکره ای ماه ودیگر کرات اسمانی است و ایجاد استحکامات تاسیسات نظامی آزمایش های سلاح های مختلف واجرای هرگونه عملیات نظامی را درکرات مذکور منع کرده است اما در مورد فضای ماورای جو الزام به بهره برداری مسالمت امیز ازفضا هنوز قطعی  وکامل نیست مطابق بند یک ازماده 4عهدنامه مذکور در مدار قرار دادن سفاین حامل سلاح های هسته ای یاد یگرسلاح هایی که قدرت تخریبی عظیم دارند ممنوع است ازین قاعده -همانطور که قدرتهای بزرگ تفسیر نموداند-باید چنین نتیجه گرفت که قراردادن سلاح های کلاسیک در فضای ماورای جو مانعی ندارد.

اصل پنجم : صلاحیت قضائی دول نسبت به اجسامی کهبه فضا پرتاب میکنند

       درماده 8قرارداد امور فضائی چنین نوشته شده است:«دولت متعهد پیمان که جسمیرا به فضا پرتاب مینماید صلاحیت قضائی کنترل آن جسم و سرنشینان و مسافران این سفاینرا حتی مادامی که این سفاین در فضا و یا در سطح کرات آسمانی باشند دارد.مالکیت اجسامپرتاب شده به فضا که شامل اجسامی که بر سطح کرات نشانده شده و یا ساخته شده است و همچنینقسمتهائی از این اجسام که به زمین عودت داده میشوند چنانچه خارج از محدوده دولت متعهد به سطح زمین فرود آید متعلق به آن دولتی است که مالکیت جسم و یاقطعات آنرا دارد و حقدارد که قبل از فرود جسم بر سطح زمین با ارائه دادن شواهد و مدارک که هویت جسم را مشخص میسازد تقاضای استرداد آن جسم را بنماید».

بنابراین پیمان،اجسام پرتاب شده را در قلمرو قضائی دولت مالک آن میشناسد. و این شامل خود جسم و کلیه سرنشینان آن میباشد.اما با این وجود جوابگوی این مسئلهنیست که اگر جسم مذکور که خود و سرنشینانش در قلمرو قضائی یک دولت است وقتیوارد فضای کشور دیگری شد چه موقعیتی پیدا می کند .

اصل ششم : مسئولیت بین المللی دولتها در مورد فعالیتهای ملی فضایی

       ماده 7عهدنامه مقرر می نماید:"هرکشوری که مبادرت به پرتاب جسمی به فضا می نمایداز نظربین المللی مسئول کلیه خساراتی است که که به یک کشور عضوعهدنامه ویابه اشخاص حقیقی یاحقوقی متتبوع آن کشور از ناحیه جسم مذکور یا  اجزای متشکل ان وارد آمده است خواه این خسارت در زمین یا جو ویا در ماورای جوویا در ماه ودیگر کرات اسمانی وارد امده باشد" .

اصل هفتم : منع آزمایشات زیانآور در فضا و کرات آسمانی

       در ماده نهم معاهده چنین ذکر شده است:"در اکتشافات و استفاده از فضا که شامل ماه و کرات دیگر آسمان است دول متعهد باید توسط اصل همکاری و کمکهای مشترک راهنمائیشوند و تمام فعالیتهای ایشان در فضا یعنی ماه و دیگر کرات باید با توجه به منافعمربوط به تمام دول تحت پیمان صورت گیرد.دول متعهد باید برای ادامهء مطالعاتفضائی خود دربارهء ماه و کرات دیگر و نیز ادارهء اکتشافات خود چنان مراقبتی را بکار برند که موجب آلودگی مضر و نیز تغییرات ناسازگار برای محیط کره زمین که با ورود عناصر خارج از کره خاکی ایجاد میشود بپرهیزند و نیز اقدامات لازم و مناسب را برایاین منظور بعمل آورند".

اصل هشتم : کمک به سرنشینان سفاین فضائی در صورت بروز تصادم،خطر،حوادث پیشبینینشده و یا فرود آمدن غیرعمد و اجباری

       ماده 5معاهده مربوط به کمکهائی است که به سرنشینان سفاین فضائی در صورت وقوع تصادم،خطر،حوادث پیشبینی نشده و یا فرود آمدن غیر عمد و اجباری میشود و نیز انتظار دارد که مقررات بین المللی ممکن برای تکمیل شرایط موجود تدوین گردد. این شرائط دلالت بر این دارند که فضانوردان باید تمام فعالیتهای خود را«بنفعتمام ممالک دنیا انجام دهند»و همچنین این فعالیتها نباید مغایر با اصول اساسی حقوقفضا باشند که در قرارداد گنجانده شده است.

پیمان مقرر میدارد:"برای همکاری بین المللی و کمک به فضانوردان به هنگام بروز تصادم،خطر،حوادث و یا فرود آمدن اجباری و نیز فعالیتهایشان در فضا، ماه و سایر کرات آسمانی از کمکهای لازم مضایقه نشود.همکاری بین المللی برای نجات این قرارداد دول تحت پیمان را متعهد میسازد که در صورت وقوع تصادم،خطر و حوادث و یا فرود آمدن اجباری و نیز در تمام مدت پرواز حتی در فضا یا بهنگام فرود بر سطح ماه هرنوع کمکی را بی دریغ در اختیار فضانوردان بگذارند.همکاری دول در ارائهکمکهای ایشان به محققین فضائی بمنظور حفظ جان و سلامت فضانوردان است و از نقطه نظر انسانی حائز کمال اهمیت است ".

اصل نهم: توسعه همکاری بین المللی در اکتشاف و استفاده صلح جویانهاز فضا و کرات آسمانی

       در ماده دهم پیمان چنین نوشته شده:"برای توسعهء همکاری بین المللی بمنظور اکتشافو استفاده از فضا که شامل ماه و کرات دیگر آسمان است بر حسب هدفهای این پیمان،دولمتعهد باید بر اساس تساوی به دول هم پیمان خود که مشاهدهء پرواز و پرتاب اجسامفضائی ایشان را خواستار شدهاند فرصت مشاهده را بدهند.نوع چنین فرصتی برای مشاهدهو نیز شرایطی که تحت آن چنین روشی را میتوان برقرار کرد باید از طریق انعقاد قرارداد بین دول مربوطه بمورد اجرا درآید"

ماده یازدهم میگوید:"دولتها موافقند«تا آنجا که امکانات عملی و معقول اجازهمیدهد»اطلاعاتی که نتیجهی فعالیتهای آنها در فضا،ماه و کرات دیگر آسمان میباشد تسلیم سازمان ملل و سازمانهای بین المللی دیگر بنمایند".